۱۳۸۸ فروردین ۲۲, شنبه

حال من

اشک ها همیشه جای لبخندها نمی نشینند
سکوت اما جانشین هر حالی است
...

۱۳۸۷ بهمن ۲, چهارشنبه

۱۳۸۷ دی ۱۵, یکشنبه

۱۳۸۷ آذر ۲۶, سه‌شنبه

گلایه

آب
زمزمه
رود

من
زمزمه
اشک

تو
زمزمه
شعر

گذشت
گذشت
گذشت

من از گذشته ام خاطره ی یک رود بزرگ دارم
و این همه دلتنگم
رود با این همه خاطره چه فراخ دلی دارد

زمزمه های من نه رود می شود نه شعر
تنهایی مرا اشکهایم پر می کند

اشک زمزمه ی من است
شعر زمزمه ی تو

بانو
شعر تازه ای بگو
انسان به زمزمه هایش زنده است

۱۳۸۷ آذر ۲, شنبه

طبیعت

گاو زخمی را آب دادم
شیر گرسنه آمد
گاو زخمی را رها کردم
شیر گاو را خورد
سیر که شد خوابید
شیر را با تفنگم کشتم
من همه را دوست می دارم
خودم را بیشتر...

۱۳۸۷ شهریور ۳۰, شنبه

دخترک قرمزپوش

وزیر رفاه و تامین اجتماعی و کودکان پرورشگاه!


تا طلوع آفتاب
غروب هزار ستاره دیدم با چشمان خویش
آفتاب که برآمد
ستاره ای نبود...



۱۳۸۷ شهریور ۱۲, سه‌شنبه

Knowledge

I went
You stayed
We both made mistake
We did not know